شیخ سر در جیب مراقبت فرو کرده بود
مرید یکم:
صبیه ی شیخ ابوالقاسم در به دری را می شناسی؟
مرید دویم:
می شناسم
مرید یکم:
دختری است بسیار پاکدامن اما گویا در کمند عشق من گرفتار شده است.
دیروز به من بسیار پا بدادی
مرید دویم:
به من نیز پا بدادی
مرید یکم:

مرید سیُم:
به من نیز پا بدادی
مرید یکم:

مرید چهارم:
به من نیز پا بدادی
مرید یکم:

مرید پنجم:
به من نیز پا بدادی
مرید یکم:

شیخ سر ازجیب مراقبت بیرون کرد:
به من نیز بدادی!
مرید یکم :

و اینچنین مرید یکم سر در کوه نهاد و باز نگشت
+
نوشته شده در
87/12/02 ساعت 19:27 توسط کنفوسیوس حکیم
|