اسم این پست قبلن جنبه نامه نهاده شده بود بنا به دلایلی
ولی چون به بازی دعوت شدم و یک سری مسائل دیگر ..دیگر دیگر
ابتدا بازی:
بازی وقت بدی آمد!من اصلن حالم خوب نیست...اینگونه که اکنونم دقیقن انگار ۲۴ ساعت
به لقا الله باقی مانده...پس شرح حال امروز و دیروزم را مینویسم...
اگه ۲۴ ساعت از عمرت باقی مونده باشه چه کارهایی میکنی؟
حقیقتش اینه که ۲۴ ساعت زیاده...قبلنا ۱۰ دقیقه و ۵ دقیقه میگفتن که فقط دو رکعت نماز توش
جا بشه...
ولی تمایل زیادی به تجاوز به صبیه و والده و خواهر هر چی آدم مذهبی دارم.
به دانشگاه میرم...یک چایی میخورم...از اینترنت مجانی استفاده میکنم.
به خوابگاه بر میگردم...میخوابم
از خواب بیدار میشم به ساعتم نگاه میکنم...هنوز وقت هست
توی دل به رفقای نامردم فحش میدم
از تمام انسانهایی که دیدم بیزارم
دوست دارم متجاوز بشوم آنهایی را دور و برمند.
و میخوابم
بیدار میشوم و به ساعت نگاه میکنم...هنوز وقت هست
شعرهام را از روی گوشیم حذف میکنم که کسی به نام خودش چاپ نکند...چون از آن
دنیا نمی شود خانواده ی کسی را به آلت خویش مفتخر کرد.
وسایلم را جمع میکنم...
وصیت میکنم
هر چه دارم برسد به برادرانم
و بعد دو رکعت نماز میخوانم
و بعد میمرم
و اما جنبه نامه:
جنبه خیلی مهمه...با جنبه ترین و در حقیقت تنها آدم با جنبه ای که دیدم
همانا کسی نیست و نباشد جز حضرتش حفظ الله تخمه شریفین :
ویارهای پسری آبستن
و ما حالمان این روزها خییل بد باشد و درس نخوانیم و همه را فحش بدهیم با
باریتعالی بدجور رابطه مان خراب است و کسی نیتس
بدادمان برسدو کف تدبیر نیز کفمان را جواب نمیدهد و خلاصه خیلی خرابیم
+
نوشته شده در
87/03/21 ساعت 19:58 توسط کنفوسیوس حکیم
|