تبليغاتX
حکیم کنفوسیوس
روزی که تو را دیدم .زیبایی ات دیوانه ام کرد.در تو هیچ رنگی نبود و بامبو میجویدی.


حکیم کنفوسیوس








 

یک خبر :

بحمدالله والمنه ریاضی ردیف شد!

توی سرویس بودیم و به جانب خفتنگاه خویشتن رجعت مینمودیم که بناگاه

یک برادر بسیجی قیام نمود و این عبارات گه هر بار را ایراد فرمود:

انشالله برای  تشییع جنازه ی شهادت خودت بلند صلوات بفرست!!

اول صلوات فرستادم

بعد رفتم تو فکر

بعد زدم زیر خنده

بعد رفتم تو فکر

بعد زدم زیر خنده

بعد رفتم تو فکر

بعدم زدم زیر خنده

بعد...

و بعد رفتم توی بحر زندگی ریاضی وار انسان(خودم)که هی:

میرم تو فکر

بعد میزنم زیر خنده

بعد میرم تو فکر

بعد میزنم زیر خنده

بعد میرم تو فکر

بعد میزنم زیر خنده

بعد...

 

+ نوشته شده در  87/02/31 ساعت 15:33  توسط کنفوسیوس حکیم   | 


 

بر بخار شیشه نوشتم دوستت دارم

آرام گریست

بر بخار شیشه نوشتم یا حسین

آرام گریست

بر بخار شیشه نوشتم خوشگلا باید برقصن

آرام...

 

 

پ ن :بالاخره ما نیز آپ نمودیم و رفتیم تا...

احساس شما چیست؟وقتی که کوپن حذف تکدرستان را مصرف کرده اید و استاد ریاضی میاید میگوید

من تا حالا تو رو سر کلاس ندیدم ...برو حذف کن!بعد میروید آموزش میگوید(در حقیقت میگوزد)هیچ راهی

 نداره(خانم آموزش ینی بچه م باید بمیره؟فکر کن بچه ی خودته)؟؟؟

 

منکه میچرخم و می رقصم و ...

+ نوشته شده در  87/02/14 ساعت 11:2  توسط کنفوسیوس حکیم   |