نزاشتن... نزاشتن آقا... ازادی مرد...آزادی به چیز رفت...
بیچاره خیلی ازش کار کشیدن ...
آخرش هم بهش تهمت زدن زیر شکنجه کشتنش...
خیلی کاری و کم توقع بود...هیچوقت ازینکه کارش زیاد شد ننالید
اون باید الگوی همه کسایی بشه که میخوان شرافتمندانه زندگی کنن...
و حالا اون رفته و فقط کمی از آخرین حرفاشو که وختی شکنجه ش میکردن گفت هرو
براتون اینجا میزارم که به یادش باشیم:
-شششششش(صدای پاشیده شدن آب)راستی هم بود؟
-نه
-راستشو بگو...راستی هم بود؟
-نه
-شششششش(صدای پاشیده شدن آب)شرق(صدای کشیده)اونم بود؟
-نه فقط من بودم.همش کار من بود و ذره ای هم پشیمون نیستم
چون باعث شدم خیلی ها احساس آرامش کنن.
و حالا...به یاد تخم چپ..آن عنصر فراموش شده...
.که راستی را زیر پا نگذاشت ۱ دقیقه سکوت میکنیم!
+
نوشته شده در
86/10/06 ساعت 0:14 توسط کنفوسیوس حکیم
|