تبليغاتX
حکیم کنفوسیوس
روزی که تو را دیدم .زیبایی ات دیوانه ام کرد.در تو هیچ رنگی نبود و بامبو میجویدی.


حکیم کنفوسیوس








 

سلام ای جگرهای من!

خوبید انشالله؟

من به یک نکته ای واقف شدم به تازگی و آن اینکه یا شایدم و این انکه:

برای برنده شدن باید رفت تو بازی.هر چی نگاه کردم دیدم من تو هیچ بازی نیستم

پس همینجوری و بسیار الکی خودم را هل دادم تو یه بازی که اگه برنده بشم بسیار حال

میده.البته فعلن دو لایی در کارنامه دارم.یه توپ هم خورده به تیر دروازه م!ولی شکر خدا گل نخوردم!

 

+ نوشته شده در  86/09/27 ساعت 14:19  توسط کنفوسیوس حکیم   | 


 

بنام خدا

دیروز در حالی که کلاغ ها گارگار میکردن و از درختها گوله گوله

برف می افتاد با یکی از دوستان راهی بوفه ی دانشکده شدیم

بوفه دانشکده ی ما شبیه کاباره های قدیم یا دیسکوهای امروزی

یا همان دارالفواحش های آنور آبی  می باشد.

در همان فضای کافکایی یکهو دوستم  پرسید:

کنفی جان...خداییش یه سوالی بپرسم ناراحت نمیشی؟

نگاهی عاقل اندر سفیه نمودم و گفتم:شاید هم شدم.ولی بگو.

گفت خداییش منظورت ازینکارا چیه؟

انگشت حیرت بدندان گزیدم و گفتم:مگر من چکار میکنم؟

از کدام کارها حرف میزنی مرتیکه ی بیناموس.مگر خودت خواهرمادر

نیستی؟

گفت:نه بابا...منظورت ازینکه دخترها را دید میزنی و هی پشت سرشان

حرف میزنی و مطلک از خودت در میکنی چیست یاحکیم؟

نگاهی به وی فرمودم.منبر را خالی دیده و به چشم بر هم زدنی بالا

جسته و اینگونه مخ طرف پیاده نمودم:

میدونی...خب...من تو یه دوره تو زندگیم علاقه م رو نسبت به همه چیز

از دست دادم...گفتم خب که چی؟

آخرش که چی؟

همه اینکارها پوچه...پس همون بهتر که نینجامم.یک مدتی بدین نسق

روزگار بگذرانیدیم و دیدم خیلی بد بگذردی.حالا که اینقدر پوچ تشریف

دارد حداقل  داد از نعیم جوانی بستانیم و حالش را ببریم.آن هم چه حالی...

بحمدالله و المنه هم حالهای ما هم تعارض و تناقضی با حالهای مجاز در

 نظاممقدسجمهوریاسلامی ندارد.نهایتش یک دختری نگاه میکنیم و

اندکی لذت بصری میبریم دیگر.حالا اصلن مگر تو بخیلی؟یا همه ی

اینها خارمادر تواند؟

او در کار  ما فرو ماند .تاملی کرد زان پس فریاد برآورد یا حکییییییییم!

 و نعره هابزد.و زان پس هیچ کلامی از او نیوشیده نشد.

پایان

نتیجه گیری:

شما دوشیزه ی مکرمه ی محجبه ی مفخمه ی مخدره ی منظمه ی

 مرتبه ی  که از جماعت نسوان این نکته را میخوانید بدانید و آگاه باشید

 که اگر روزی کنفوسیوس به شما نظری انداخت اصلن نگران نباشید و

 شما ...خانوم  هم بدون که اگه کنفوسیوس نگات کرد نباس دلتو

 بیخودی صابون بزنی چون کنفوسیوس عرضه آن کار !را از راه غیر

 شرعی ندارد.

+ نوشته شده در  86/09/14 ساعت 14:50  توسط کنفوسیوس حکیم   |