تبليغاتX
حکیم کنفوسیوس
روزی که تو را دیدم .زیبایی ات دیوانه ام کرد.در تو هیچ رنگی نبود و بامبو میجویدی.


حکیم کنفوسیوس








 

نکته خیلی  انحرافی اول:

وودی آلن توی فیلم آنی هال گفت :

من در سال هزار نهصد و چهل و خورده ای (وقتی هنوز یه الف بچه بود)

 معنی زن رو فهمیده بودم.

بعدش رفت و دختر همکلاسش رو (ملچ)ماچید.

 

نکته  انحرافی دوم:

یکی از دوستان میگفت:

وودی آلن پولهاشو وقف مردم اسرائیل و آرمان یهود میکنه.

 

نکته انحرافی سوم:

 احوال آبجی؟

+ نوشته شده در  86/05/24 ساعت 12:34  توسط کنفوسیوس حکیم   | 


من باز هم فکر کردم و به نتیجه ای رسیدم(علی رغم هشدارهای دوستان

کماکان فکر میکنم...البته نه زیاد...ولی فکر میکنم)

 

پوچی همان نفرت از گذشته س بدون امید به آینده...چند بار گرفتارش

شدم؟یادم نمیاد...من بیشتر افسرده شدم تا پوچ...افسردگی گاهی توام با

پوچی هم میشه...ولی پوچی وحشتناک تره...یه سر خوشی دیوانه وار به

به آدم میده ...توی این سر خوشی ادم ممکنه دست به هر چیز جیزی

بزنه...و اوف بشه.

 

پا نوشت:

من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم

دامش ندیدم ناگهان        در وی گرفتار آمدم

مولوی

+ نوشته شده در  86/05/18 ساعت 1:48  توسط کنفوسیوس حکیم   | 


حرف های من مثل برفی است که آرام روی اقیانوس می نشیند.

کنفوسیوس.

من امشب که بیخواب شده ام اندیشیدم که احمقانه ترین بخش وجود انسان ها

میل به تکرار تجربه هاب دیگران است.تجربه هایی که هی تکرار می شوند و می

شوند و ...

در این چرخه آنقدر میل به تجربه ی تجربه میبینم که انگار اختیاری در کار نیست.

انگار که انسان باید تجربه را تجربه کند .باید پی لذت برود.باید ارضا شود و باید دلزده

شود و باز پی لذت برود و ...

 

پی نوشت:

دنیا خواب و خیالی بیش نیست.آمان.آمان!

مسیح باز مصلوب.نیکوس کازانتزاکیس.

 

 

 

+ نوشته شده در  86/05/03 ساعت 3:1  توسط کنفوسیوس حکیم   |