تبليغاتX
حکیم کنفوسیوس

حکیم کنفوسیوس

روزی که تو را دیدم .زیبایی ات دیوانه ام کرد.در تو هیچ رنگی نبود و بامبو میجویدی.

گوزن

 

 

 

داشتیم به به ماده گوزنی که توی چمن ها می خرامید نگاه میکردیم. به گردشگران گفتم

فقط عکس بگیرند و به او نزدیک نشوند.دیدم چقدر آرام و بیخیال فارغ از غم دنیا دارد برای خودش 

لذت می برد.حسودیم شد با صدای بلند گفتم خوش به حالت ، کاش من جای تو بودم.نا گهان گوزن نر

از پشت  آمد و ...

 

 

دیگر تحمل نگاههای گردشگران را نداشتم

 

 

 

خاطرات یک تور  لیدر

 

 

+ نوشته شده در  89/10/28ساعت 11:18  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

 

 

سوال عاشق دل پاک شکست خورده :

 

نوک ...مه هاش چه رنگی بود ؟

+ نوشته شده در  89/10/02ساعت 18:44  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

متر بر ثانیه !



به وبگردی مشغول بوده مطلبی در باب ادرار میخواندم ! می فرمود سرعت ادرار طبیعی در مردان

25 تا 30 متر بر ثانیه است. کسی وسیله ی سنجشش را اگر برای حکیم فراهم کند به دریای بی

پایان مراحم خاصمان واصلش کرده و او را در حلقه ی مریدان در خواهیم آورد !



+ نوشته شده در  89/09/23ساعت 20:28  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

رجعت !

 

 

همه جا را خاک گرفته...انگار نه انگار روزی اینجا حکیمی گوهر پراکنی میکرده !

مدتی نبودیم ... حسش نبود حقیقتن... تالماتی چند بر حکیم روحن عارض گشت

که شرحش شاید در گفت و گوهام با مریدان بیاید !

 

 

به زودی خواهم امد !

+ نوشته شده در  89/09/20ساعت 14:54  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

خاك گرفتگي

 

 

شبان و روزان ميگذرند و من سكوت كرده ام در سايه ي درختي ...خيره...به

پاندايي كه بامبو ميجود

 

 

پ ن :

از شبلي ممنونم كه يادمان انداخت چنين وبلاگي هم داريم !

 

 

+ نوشته شده در  89/02/18ساعت 20:39  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

آمده ام که ...

 

 

نبودم

سر در جیب مراقبت داشتم

گاهی گریه می کردم

اوضاع جهان و جهانم به هم ریخته بود و هنوز هم .

تحولات روحی بر من عارض شد

بعضی  دوستان را از زندگیم حذف کردم.شماره و آیدی و همه چی .

گوشی را از لوث اسمس های قدیمی پاک کردم.

و خلاصه طرحی نو در انداختم.

فرمایش حکیمانه ای هم در جاییم گیر نکرده.

فقط آمدم که آمده باشم !

 

 

+ نوشته شده در  88/06/22ساعت 13:53  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

عهد شباب!!!

 

 

 

جوانی به سرای حکیم در آمد

ابتدا سکوت کرد

بعد بغض کرد و گفت:

مگر ما می خواهیم چقدر عمر کنیم که اینها می رینند به بهترین قسمتش؟

حکیم سر در کوه نهاد

 

 

+ نوشته شده در  88/03/23ساعت 14:33  توسط کنفوسیوس حکیم   | 

شکر نعمت !!!

 

 

 

همیشه به خاطر یک چیز از خدا ممنون بوده ام

 

حافظه ی ضعیفم!

 

 

 

 

+ نوشته شده در  88/02/13ساعت 14:13  توسط کنفوسیوس حکیم   |